بانکهای بورس زیر ذرهبین؛ کدام بانکها واقعاً سودسازند؟
بانکها را میتوان یکی از صنایع پربازده و مهم بورسی دانست که در سال جاری بوده که رشد سودآوری بانکها، افزایش درآمدهای عملیاتی و بهبود برخی ترازنامهها، توجه دوباره سرمایهگذاران را به این صنعت جلب کرده، سرمایهگذاری در کدام یک از بانکها میتواند سود بهتری برای سرمایهگذاران در پی داشته باشد؟ بهنام علیخانی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با نبض بورس به این پرسش پاسخ میدهد.

به گزارش اکوبورس به نقل از نبض بورس، رشد قابلتوجه قیمت سهام بانکها در کنار افزایش سودآوری برخی نمادها، باعث شده نگاه سرمایهگذاران از یک نگاه صرفاً گروهی فاصله بگیرد و انتخاب تک نماد بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. بر اساس دادههای مطرحشده در این بررسی، بازدهی صنعت بانکداری از ابتدای سال به حدود ۱۰۸ درصد رسیده است.
در چنین فضایی، رشد سود بهتنهایی نمیتواند نشانهای برای بهبود بنیادی یک بانک باشد. در اقتصاد تورمی، افزایش حجم سپردهها، تسهیلات و داراییها تا حدی طبیعی است و ممکن است رشد اسمی اعداد، تصویر متفاوتی از عملکرد واقعی بانک ارائه دهد. آنچه برای سهامدار اهمیت بیشتری دارد، توان بانک در ایجاد حاشیه سود پایدار، کنترل هزینه تأمین منابع و حفظ کیفیت داراییهاست.
از رشد ترازنامه تا آزمون کیفیت سود
بهنام علیخانی، کارشناس بازار سرمایه گفت: گروه بانکی بورس تهران در ماههای اخیر یکی از مهمترین کانونهای توجه سرمایهگذاران بوده است؛ صنعتی که همزمان با رشد قابلتوجه شاخصهای بازار، افزایش سودآوری برخی بانکها و بهبود انتظارات نسبت به صورتهای مالی، با یک مسئله مهمتر نیز مواجه شده است: آیا رشد سود بانکها از جنس رشد پایدار عملیات بانکی است یا بخش قابل توجهی از آن حاصل تورم، تغییر ارزش داراییها، تسعیر ارز و سایر عوامل غیر تکرارشونده است؟
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: پاسخ به این پرسش در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده، زیرا صنعت بانکداری دیگر یک مجموعه همگن نیست و فاصله میان بانکها از نظر کیفیت دارایی، ساختار منابع، کفایت سرمایه، حاشیه سود و توانایی ایجاد جریان درآمدی پایدار، به شکل محسوسی افزایشیافته است.
وی افزود: بررسی روند بازار نشان میدهد که صنعت بانکداری در سال جاری یکی از صنایع پیشتاز بورس بوده است. بر اساس دادههای منتشرشده در اوایل شهریورماه، بازدهی صنعت بانکداری از ابتدای سال به حدود ۱۰۸ درصد رسیده و ارزش بازار بانکهای حاضر در بازار سرمایه نیز در محدوده هزاران همت قرار گرفته است.
چالش صنعت بانکداری چیست؟
این کارشناس بازار سرمایه توضیح داد: در واقع، رشد قیمت سهام بانکها در کنار افزایش سودآوری، بهتدریج باعث شده است که نگاه سرمایهگذاران از یک نگاه صرفاً گروهی به سمت انتخاب نماد بر مبنای کیفیت بنیادی حرکت کند. این تغییر رویکرد ضروری است، زیرا درحالیکه برخی بانکها توانستهاند همزمان با رشد درآمد، سرمایه و کیفیت ترازنامه خود را تقویت کنند، برخی دیگر همچنان با چالشهایی مانند کفایت سرمایه پایین، مطالبات غیرجاری بالا، هزینه سنگین تأمین منابع و حتی نیاز به تجدید ساختار مواجه هستند.
وی تشریح کرد: یکی از مهمترین نکاتی که در تحلیل بانکها باید موردتوجه قرار گیرد، تفاوت میان رشد اسمی و رشد واقعی است. در اقتصاد تورمی، افزایش حجم سپردهها، تسهیلات و داراییهای بانکها تا حدی طبیعی است و بهتنهایی نمیتواند نشانه بهبود عملکرد باشد.
اسپرد در بانکها چه اهمیتی دارد؟
علیخانی گفت: آنچه برای سهامدار اهمیت دارد، توان بانک در ایجاد «اسپرد» یا فاصله پایدار میان بازده داراییها و هزینه تأمین منابع است. به همین دلیل، رشد ۵۰ یا ۷۰ درصدی درآمد تسهیلات زمانی ارزشمند است که هزینه سود سپرده با همان سرعت یا سرعتی بیشتر افزایش پیدا نکند. در غیر این صورت، رشد درآمد اسمی میتواند بدون ایجاد ارزش اقتصادی قابلتوجه برای سهامدار اتفاق بیفتد.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: در این میان، بررسی ساختار بانک خاورمیانه در فایل تحلیلی موجود، نمونه مناسبی برای درک اهمیت کیفیت درآمد و ترازنامه است. در آذرماه ۱۴۰۴ حدود ۶۴ درصد درآمد وخاور از محل تسهیلات اعطایی ایجاد شده، اما نکته مهم افزایش سهم درآمد اوراق بدهی به بیش از ۱۷ درصد است؛ درحالیکه این سهم در مدت مشابه سال قبل حدود ۴ درصد بوده است.
وی اظهار کرد: بنابراین بانک علاوه بر فعالیت اصلی تسهیلاتی، توانسته است بخشی از درآمد خود را از محل سرمایهگذاری در اوراق بدهی نیز تأمین کند. در بخش درآمدهای کارمزدی نیز حدود نیمی از درآمد کارمزد از ضمانتنامههای صادره و حدود ۳۱ درصد از کارمزد اعطای تسهیلات حاصل شده است. این ساختار نشان میدهد که برای تحلیل بانکها نباید تنها به رقم «درآمد تسهیلات» نگاه کرد، بلکه ترکیب درآمد و میزان تنوع آن نیز اهمیت دارد.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: ساختار منابع وخاور نیز تصویر متفاوتی از یک بانک با منابع نسبتاً پایدار ارائه میکند. در آذرماه ۱۴۰۴ حدود ۵۰ درصد سپردههای بانک در گروه سپردههای یک تا سهساله قرار داشته، ۳۴ درصد مربوط به سپردههای کوتاهمدت عادی و حدود ۱۱ درصد نیز سپردههای قرضالحسنه جاری بوده است.
وی افزود: از سوی دیگر، حدود ۲۸ درصد سپردههای بانک ماهیت ارزی داشتهاند که باتوجهبه ماهیت فعالیتهای ارزی بانک، متغیر قابل توجهی در تحلیل آن محسوب میشود. چنین ساختاری ازاینجهت اهمیت دارد که هزینه تجهیز منابع، ترکیب ارزی و ریالی سپردهها و میزان پایداری منابع، مستقیماً بر سودآوری بانک اثر میگذارد.
کفایت سرمایه مهمترین نقاط تمایز بانکها
این فعال بازارهای مالی تأکید کرد: کفایت سرمایه نیز یکی از مهمترین نقاط تمایز بانکهاست. در گزارش تحلیلی وخاور، نسبت کفایت سرمایه بانک حتی پس از تقسیم سود در محدوده ۱۲.۸ تا ۱۳.۵ درصد قرار گرفته و بالاتر از حداقل ۸ درصدی تعیینشده قرار داشته است. در مقابل، در برخی بانکهای بورسی نسبت کفایت سرمایه همچنان در سطوح بسیار پایین قرار دارد و حتی در مواردی منفی است.
علیخانی گفت: این تفاوت از منظر ارزشگذاری بسیار مهم است؛ زیرا بانکی که سرمایه کافی دارد، میتواند رشد ترازنامه و اعطای تسهیلات را با محدودیت کمتری دنبال کند، درحالیکه بانک کمسرمایه ممکن است حتی در صورت برخورداری از سود حسابداری، برای ادامه رشد نیازمند افزایش سرمایه باشد.
وی اظهار کرد: در واقع، اگر بخواهیم بانکها را بر اساس منطق اقتصادی دستهبندی کنیم، کفایت سرمایه را باید یکی از اولین فیلترها قرار دهیم. بانکی که سودآوری بالایی دارد؛ اما سرمایه آن متناسب با ریسک داراییها نیست، الزاماً گزینه جذابی نیست.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: بخشی از سود چنین بانکی ممکن است در آینده از طریق افزایش ذخایر، شناسایی زیان داراییها یا الزام به افزایش سرمایه تحتفشار قرار گیرد. به همین دلیل، P/E پایین در صنعت بانکداری بهتنهایی نشانه ارزندگی نیست. گاهی یک بانک با P/E سهواحدی از بانکی با P/E ششواحدی جذابتر است، اما در شرایطی نیز P/E پایین میتواند ناشی از سود غیر تکرارشونده یا ریسکهای پنهان ترازنامه باشد.
سهم سپرده بانکها در کل کشور
علیخانی تأکید کرد: در میان بانکهای بورسی، بانک ملت از نظر مقیاس فعالیت همچنان در جایگاه ویژهای قرار دارد. بر اساس اطلاعات مقایسهای موجود، سهم سپردههای این بانک از کل نقدینگی کشور در بهار ۱۴۰۵ حدود ۱۴.۸ درصد بوده است؛ درحالیکه این نسبت برای بانک صادرات ۱۰.۱۳ درصد، تجارت ۹.۵۳ درصد، پاسارگاد ۸.۳۲ درصد، سامان ۳.۹۴ درصد، اقتصاد نوین ۳.۰۴ درصد و خاورمیانه ۱.۴۴ درصد گزارش شده است.
به گفته این فعال بازار سرمایه، این اعداد بهخوبی نشان میدهند که بانکها از نظر مقیاس نیز فاصله بسیار زیادی با یکدیگر دارند و مقایسه مستقیم سود یک بانک کوچک با یک بانک بزرگ بدون درنظرگرفتن اندازه ترازنامه، تصویر دقیقی ارائه نمیکند.
وی افزود: از طرف دیگر، رشد سودآوری بانکها در سال جاری قابلتوجه بوده است. در بهار ۱۴۰۵، بر اساس دادههای منتشرشده، سود خالص بانک ملت به حدود ۳۸.۴ همت رسید که رشد بیش از ۳۰۰ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل را نشان میدهد.
علیخانی تأکید کرد: سود خالص پاسارگاد حدود ۱۰.۷ همت، شهر حدود ۱۲.۶ همت، پارسیان حدود ۴.۲ همت، سامان حدود ۳.۹ همت و اقتصاد نوین حدود ۶.۴ همت گزارش شده است. در میان بانکهای کوچکتر نیز کارآفرین و گردشگری رشدهای قابل توجهی را تجربه کردهاند. این ارقام نشان میدهد که موتور سودسازی صنعت در بخش قابل توجهی از بانکها روشن شده، اما کیفیت و پایداری این سودها همچنان موضوع اصلی تحلیل است.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: بانک اقتصاد نوین یکی از نمونههای قابلتوجه در این زمینه است. در دادههای تحلیلی سال ۱۴۰۴، این بانک نسبت کفایت سرمایه ۱۰.۸ درصد، نسبت مطالبات غیرجاری ۱.۶۳ درصد، ROA حدود ۳.۸۵ درصد، ROE حدود ۳۷ درصد و NIM حدود ۴.۵۲ درصد داشته است.
این فعال بازار سهام گفت: نسبت تسهیلات به سپرده نیز حدود ۸۳ درصد بوده است. چنین ترکیبی از شاخصها نشان میدهد که ارزیابی بانک صرفاً با رقم سود خالص امکانپذیر نیست و باید همزمان کیفیت دارایی، بازده سرمایه و وضعیت نقدینگی را در نظر گرفت.
اهمیت نسبت تسهیلات به سپرده
علیخانی توضیح داد: نسبت تسهیلات به سپرده یا LDR نیز در این میان اهمیت زیادی دارد. این نسبت نشان میدهد چه میزان از منابع سپردهای بانک به تسهیلات اختصاص پیدا کرده است. در تحلیلهای بانکی، نسبت کمتر از ۶۰ درصد معمولاً محافظهکارانه، محدوده ۶۰ تا ۸۰ درصد مناسب، ۸۰ تا ۹۰ درصد بالا، اما قابلقبول و نسبتهای بالاتر از ۱۰۰ درصد نشانه فشار بیشتر بر نقدینگی تلقی میشوند.
وی تشریح کرد: بنابراین افزایش LDR لزوماً اتفاق منفی نیست؛ اگر بانک بتواند تسهیلات را با بازده مناسب اعطا کند، افزایش این نسبت میتواند به رشد سود کمک کند. مسئله زمانی ایجاد میشود که بانک برای تأمین تسهیلات بیش از ظرفیت منابع خود به منابع گرانقیمت یا بانک مرکزی وابسته شود.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: همین موضوع در مورد وخاور نیز اهمیت دارد. در سناریوی تحلیلی این بانک، نرخ درآمد تسهیلات حدود ۱۹ درصد و رشد متوسط نقدینگی برای سال ۱۴۰۴ حدود ۳۷.۵ درصد در نظر گرفته شده و LDR حدود ۹۰ درصد فرض شده است.
وی افزود: همچنین درآمد حاصل از تسهیلات اعطایی از حدود ۲۴۲.۹ هزار میلیارد ریال در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۴۰.۳ هزار میلیارد ریال در برآورد سال ۱۴۰۵ رسیده است. این اعداد نشان میدهد که رشد سودآوری بانک در سناریوی تحلیلی از ترکیب رشد حجم فعالیت و استمرار درآمد تسهیلات ناشی میشود، نه صرفاً افزایش ارزش داراییها.
علیخانی تأکید کرد: بااینحال، ریسک مطالبات غیرجاری را نمیتوان نادیده گرفت. در گزارش وخاور اشاره شده که به دلیل ترکیب مشتریان بانک و سهم بالای مشتریان حقوقی و کسبوکارها، نسبت مطالبات غیرجاری در دورهای افزایشیافته است. از سوی دیگر، حدود ۹۷ درصد هزینههای بانک مربوط به سود سپردهها بوده و هزینه مالی کاهش محسوسی داشته است.
وی افزود: بنابراین در مورد وخاور نیز مانند سایر بانکها، استمرار سودآوری به دو متغیر کلیدی وابسته است: توانایی حفظ حاشیه سود در سمت درآمد و کنترل کیفیت داراییها در سمت ترازنامه.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: در مورد بانک سینا نیز دادههای تحلیلی تصویر قابل توجهی ارائه میکند. برای سال ۱۴۰۵ درآمد عملیاتی حدود ۴۵۱.۹ هزار میلیارد ریال، سود خالص حدود ۷۵.۶ هزار میلیارد ریال و EPS حدود ۹۶۸ ریال برآورد شده و رشد درآمد عملیاتی و سود خالص در محدوده ۸۰ درصد قرار گرفته است. P/E آیندهنگر سهم نیز حدود ۳.۰۷ واحد محاسبه شده است.
به گفته این فعال بورسی، این ارقام نشاندهنده ظرفیت بالای رشد سودآوری هستند، اما همانطور که در مورد سایر بانکها نیز مطرح شد، برای قضاوت نهایی باید مشخص شود چه میزان از این رشد از عملیات اصلی حاصل میشود و چه میزان به اقلام غیرعملیاتی مربوط است.
ناترازی در صنعت بانک
علیخانی ادامه داد: در مقابل، وضعیت برخی بانکها نشان میدهد که صنعت همچنان با مسئله جدی ناترازی مواجه است. بانکهایی با کفایت سرمایه پایین، مطالبات غیرجاری بالا یا هزینه تجهیز منابع سنگین، حتی در صورت برخورداری از رشد درآمد، نمیتوانند در بلندمدت با بانکهای دارای ترازنامه سالم رقابت کنند.
وی افزود: در چنین بانکهایی افزایش سرمایه، اصلاح ساختار داراییها، فروش داراییهای مازاد، کاهش مطالبات مشکوکالوصول و اصلاح ترکیب منابع ممکن است به اندازه رشد سود اهمیت داشته باشد. به همین دلیل، در سالهای پیش رو احتمالاً فاصله ارزشگذاری میان بانکهای سالم و بانکهای نیازمند اصلاح ساختار افزایش خواهد یافت.
این کارشناس بازار سرمایه توضیح داد: از منظر ارزشگذاری نیز شرایط صنعت قابلتوجه است. درحالیکه P/E بانک ملت در آخرین دادههای بازار در محدوده ۳.۳ تا ۳.۴ واحد قرار داشته، P/E برخی بانکهای دیگر به محدوده ۵ تا ۶ واحد و در مورد برخی نمادها حتی بالاتر از ۹ واحد رسیده است.
وی گفت: بنابراین بازار عملاً در حال قیمتگذاری متفاوت بانکهاست و این تفاوت لزوماً غیرمنطقی نیست؛ زیرا ارزش یک بانک فقط به سود فعلی آن وابسته نیست، بلکه به کیفیت این سود، ظرفیت رشد ترازنامه، کفایت سرمایه، کیفیت داراییها و میزان نیاز به افزایش سرمایه نیز بستگی دارد.
علیخانی تشریح: نکته مهم دیگر، موضوع درآمدهای ارزی است. برخی بانکها به دلیل ساختار فعالیت و داراییهای ارزی، در دورههای افزایش نرخ ارز میتوانند از محل تسعیر یا تغییر ارزش اقلام ارزی منتفع شوند، اما این موضوع یک شمشیر دوبله است.
وی گفت: اثر واقعی افزایش نرخ ارز بر سود بانک به خالص موقعیت ارزی، نوع داراییها و بدهیهای ارزی و نحوه شناسایی درآمد بستگی دارد؛ بنابراین نمیتوان صرفاً با فرض افزایش نرخ ارز، برای تمام بانکها سودآوری یکسانی از محل تسعیر متصور شد.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: تصویری که از صنعت بانکداری به دست میآید، تصویری دوگانه است. ازیکطرف، رشد سودآوری، افزایش درآمد عملیاتی، بهبود برخی ترازنامهها و رشد ارزش داراییها نشان میدهد صنعت بانکداری نسبت به سالهای گذشته در وضعیت بهتری قرار گرفته است. از طرف دیگر، هنوز تفاوت زیادی میان بانکها از نظر سرمایه، کیفیت دارایی و ساختار درآمدی وجود دارد.
این فعال بازارهای مالی تأکید کرد: بانک ملت از منظر مقیاس و قدرت عملیاتی در جایگاه متفاوتی قرار دارد؛ پاسارگاد و برخی بانکهای خصوصی از کیفیت مناسب ترازنامه برخوردارند؛ اقتصاد نوین در شاخصهای عملیاتی و کیفیت رشد وضعیت قابل توجهی دارد؛ وخاور از منظر کفایت سرمایه، ساختار منابع و تنوع درآمدی یکی از نمونههای قابلبررسی صنعت است؛ سینا ظرفیت رشد سودآوری دارد؛ درحالیکه برخی بانکها همچنان با مسئله سرمایه و اصلاح ساختار مواجه هستند.
علیخانی تأکید کرد: بنابراین به نظر میرسد مرحله جدید بازار بانکی، مرحله «انتخاب بانک» است نه صرفاً «خرید بانک». در دورهای که شاخص کل و گروه بانکی رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند، دیگر نمیتوان صرفاً بر مبنای P/E پایین، ارزش دفتری یا رشد قیمت سهم تصمیم گرفت.
وی افزود: سرمایهگذار باید ببیند سود بانک از کجا آمده، چه مقدار از آن تکرارپذیر است، هزینه منابع با چه سرعتی رشد میکند، چه میزان از سپردهها پایدار است، LDR در چه سطحی قرار دارد، مطالبات غیرجاری چه مسیری را طی میکند و در نهایت بانک برای ادامه رشد به چه میزان سرمایه جدید نیاز خواهد داشت. د
این کارشناس بازار سرمایه در نهایت گفت: ر چنین شرایطی، مزیت اصلی متعلق به بانکهایی خواهد بود که بتوانند همزمان سه ویژگی را حفظ کنند: رشد ترازنامه، کیفیت دارایی و حاشیه سود پایدار. اگر بازار در مرحله نخست رشد خود عمدتاً به دنبال «بانکها» بوده است، در مرحله بعدی بهاحتمال زیاد به دنبال «بانک خوب» خواهد رفت؛ و همین تغییر میتواند یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده بازدهی نمادهای بانکی در ادامه مسیر بازار باشد.





