چرا کشورهای خلیج فارس میلیاردها دلار در آفریقا سرمایهگذاری میکنند؟

شرکت نفتی ادنوک، که در ابوظبی فعال است و در زمینه خردهفروشی سوخت فعالیت میکند، قصد دارد کنترل پمپبنزینها و فعالیتهای مرتبط با سوخت را در آفریقای جنوبی به دست بگیرد. ارزش این معامله حدود یک میلیارد دلار برآورد شده است. با انجام این سرمایهگذاری، ابوظبی توانسته حضور خود در بازار انرژی قاره آفریقا را تقویت کند.
این قرارداد بزرگ تنها بخشی از یک روند کلیتر به شمار میرود؛ کشورهای حوزه خلیج فارس طی سالهای اخیر گسترش چشمگیری در فعالیتهای اقتصادی خود در قاره آفریقا داشتهاند.
بر اساس گزارشهای ارائهشده از سوی مراکز پژوهشی بینالمللی، اعضای شورای همکاری خلیج فارس طی دهه گذشته بیش از صد میلیارد دلار در قاره آفریقا سرمایهگذاری کردهاند. از این میزان، حدود ۵۹ میلیارد دلار سهم امارات و ۲۶ میلیارد دلار مربوط به عربستان سعودی است.
یک تحلیلگر ارشد در حوزه آفریقا و خاورمیانه بیان کرد که از نظر جغرافیایی آفریقا برای کشورهای حوزه خلیجفارس منطقهای دور نیست بلکه بیشتر همسایه آنها محسوب میشود. روابط اقتصادی و اجتماعی این دو منطقه کهن است و بنابراین نباید تعجبآور باشد که همکاریهای اقتصادی خلیجفارس و آفریقا در حال افزایش باشد.
دلیل اصلی افزایش سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس در آفریقا تغییر ساختار اقتصادی و تلاش برای کاهش وابستگی به منابع نفت و گاز است. همچنین آنها قاره آفریقا را بازاری با ظرفیت بالقوه بسیار بالا میبینند که فرصت رشد در حوزههای جدید را فراهم میآورد.
بررسیهای متعدد نشان میدهد که تمرکز سرمایهگذاریهای این کشورها بیشتر در بخشهای انرژیهای نو، توسعه بنادر، لجستیک، کشاورزی و مواد اولیه کلیدی مانند فلزات مورد نیاز برای فناوریهای نوین قرار دارد. این اقدامات به امنیت زنجیرههای تأمین، بهبود امنیت غذایی و دسترسی به منابع استراتژیک کمک میکند.
با این وجود، کشورهای حوزه خلیجفارس هر کدام راهبرد خاص خود را دنبال میکنند. برای مثال، عربستان و امارات بیشتر در حوزه انرژیهای پاک و فرآوری و توزیع محصولات نفتی سرمایهگذاری میکنند در حالی که قطر مشارکت کمتری دارد و بیشتر همکاریهای اقتصادی محدود و مشخصی را دنبال میکند.
امارات متحده عربی به عنوان پرکارترین بازیگر خلیج فارس در آفریقا شناخته شده که اهداف اقتصادی این کشور عمیقاً با سیاستهای خارجی و امنیتی آن پیوند خورده است. کنترل بنادر استراتژیک نه تنها مزایای اقتصادی به امارات میدهد بلکه نفوذ سیاسی آن در مسیرهای تجارت جهانی را نیز افزایش میدهد.
عربستان سعودی اما محافظهکارتر عمل میکند و سرمایهگذاریهای خود را عمدتاً در حوزه انرژی متمرکز کرده است. این کشور همچنین از طریق همکاریهای دوجانبه و چندجانبه، نقش مهمی در تأمین مالی پروژهها ایفا میکند و تمایل چندانی به رقابت مستقیم با امارات در زمینه سرمایهگذاری ندارد.
تفاوت در استراتژی سرمایهگذاری این دو کشور ناشی از تفاوتهای بنیادی در ساختار اقتصادیشان است؛ امارات که کشوری کوچکتر است برای ادامه رشد نیازمند روابط تجاری گستردهتر با جهان است و بنابراین در بازارهای بینالمللی فعالتر است. اما عربستان سعودی که وسعت و منابع بیشتری دارد، برنامههای اقتصادی خود را با اهداف توسعه داخلی هماهنگتر میسازد.
برای بسیاری از کشورها در آفریقا، ورود سرمایهگذاران خلیج فارس در این دوره حساس اقتصادی به موقع است. با کاهش کمکهای مالی کشورهای غربی و چین، نیاز به سرمایههای تازه برای پروژههای زیرساختی، انرژی و لجستیک بیشتر شده است. سرمایهگذاری مستقیم خلیج فارس میتواند بخشی از این خلأ مالی را جبران کند.
یکی دیگر از مزایای سرمایهگذاری از خلیج فارس، ترجیح این کشورها به تخصیص سرمایه به جای وام است که معمولاً شرایط سختگیرانه کمتری دارد و انعطافپذیری بیشتری به ذینفعان آفریقایی ارائه میدهد، به این ترتیب کشورهای این قاره میتوانند اتحادهای بینالمللی متنوعتری شکل دهند و از وابستگی یکجانبه به دیگر کشورهای بزرگ پرهیز کنند.
با این حال، این روند با انتقاداتی نیز روبهروست. برخی معتقدند تمرکز سرمایهگذاری بر زیرساختهایی است که عمدتاً منافع استراتژیک کشورهای سرمایهگذار را تامین میکند و ممکن است کشورهای آفریقایی را صرفاً به تامینکننده مواد خام تقلیل دهد. کارشناسان تأکید دارند که توسعه صنایع داخلی و تولید باید در اولویت قرار گیرد تا ارزش افزوده بیشتری نصیب این کشورها شود.
از سوی دیگر، وابستگیهای جدیدی که از طریق این سرمایهگذاریها شکل میگیرد ممکن است چالشزا باشد زیرا زیرساختهای استراتژیک و صادرات مواد اولیه فرآورینشده میتواند نقش واسط بین منافع اقتصادی و اهداف ژئوپلیتیکی کشورها را پیچیدهتر کند. در نهایت، همکاریهای منطقهای و بینالمللی باید به گونهای پیش برود که نیازهای واقعی توسعه اقتصادی و استقلال کشورهای آفریقایی نیز مدنظر قرار گیرد.







