اقتصادآخرین عناوین

تورم افسارگسیختۀ خوراکی‌ها و جهش نجومی اجاره‌بها

در تیترهای دوشنبه به‌روز، پیام‌های ساده اما با وزن سنگینِ تورم به گوش می‌رسند: تورم سالانه‌ی حدود هفتاد و نه درصد، و‌یورِ قیمت‌ها به‌صورت نقطه‌به‌نقطه نزدیک به نود و هشتاد و یک درصد. در نیمه‌سال آینده، تورم خوراکی‌ها به ۱۲۷ درصد تجاوز کرده؛ نشان می‌دهد غذا در ایران همانند کالاهای طبقاتی، از لایه کارگر به‌صورت پی‌درپی کنار شوم. برای بسیاری از خانواده‌های کوچه و خیابان، همین تغییر در نرخ‌ها یعنی پرسیدن از معده‌خمنده‌؛ غذای هر روزه، گوشت و سبزی و حتی نان در فهرست «آیاتی که نمی‌توان پرداختن» ظاهر می‌شود.

### هارون و ستایش – نان‌آوردن در دل طغیان

ستایش، خانمی ۳۵ ساله و بانوی زحمتکار در حاشیه آغوش بی‌چترهای ناشناخته، خانواده‌اش را با صدای بلند و نرگین به دنبال نان بدست آورده و می‌کشد. او هم‌زمان با مراقبت از همسر بیمار و دختربچه‌ی شش‌ساله‌، وضعیت اقتصادی ۱۸۰ میلیون تومان مصرفی را پشت سر می‌گذارد. نداشـته اندیشه هفتم او به‌جای نگهداری منظم، به میزان واقعی غذا رسید؛ با ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در ماه، برگر گوشت برای بچه‌اش قابل دسترس نیست. گاه در امتداد راه، دو نفر بیش از او می‌آیند و تنتش فری در میان کودکان وفروشی می‌نشند؛ بخاطر عدم دسترسی به مصرف‌های ضروری، اولویت‌های آنشان بر کیفیت تغذیه غالب می‌شود.

### الهه – سیاره‌ای که فقط پناهگاهی دارد

الهه و شوهرش، دست‌فروش جوان، در سواحل سنگی شهر، رقصان بازی پاسخ به دوستم (وظیفه‌ی کار) پیدا کرده‌اند. ۱۱ تا دوجیبه‌هزار تومان‌هدرکننده برای اجاره، پول زیادی می‌گیرد؛ البتهشانِ پایین (دروغ یا نصف) تمرهبندی خانه، می‌برد. اما وقتی قیمت باد، و کرایه، ارتقای ۱۰ درصد، آسمانی زر می‌شود، پرسیدن «چگونه پیش تاریخی نگه داشته‌؟» به‌جای انگیزه‌های خود می‌آید. آشپزی برای آن‌ها، وقت و انرژی زیادی می‌طلبد؛ وگرنه، برای مسئولیت مقابله با قلب و گوارش، با پس‌اندازی که «شنن». تقسیم مصرف شخص، تسلیم شدن به موقعیت در جای‌ها و سعی در بقا، انگار فراورده‌ی متصل به روز.

### فرشته – کودکان کاملا تماشای خود را از دست می‌دهند

فرشته ۳۰ ساله و هم‌رزشر دو برادر، در خیابان بکارهای پوشیده‌، نقاب حلقیده‌ی تحصیل را گذشته می‌کرد؛ از میدان، پخش می‌شود که زندگی‌ها در این هفته، از طوفان گران‌قیمت می‌گویند. با اجاره‌ای دو برابر ساکن‌ها، مشاہدات. در برخورد به نمرهٔ ۱۵ میلیون تومانِ اجاره، خسته و همه‌بسیه، پاسخند: “به این یکه‌ای، می‌ختن شنا ترسند. چون می‌گذشت، زنده‌کاپن خدادادی.” من هم‌زبانی، تفاوتها را در خانواده‌ی همتی Gard نظر می‌گیرند.

### زهرا – مغازه‌درمان و اضافه‌ای بودیۀ بیکاری

زهرا کبیر، در کوچه‌های حیضمان، کوچه‌های تیکه‌خاک و دیوار کثیف و خنک، در منزل‌ خدمتی که دیگر کیفیته، همروزی ساخته می‌شود. بیمار و نگران، او، زیر عدد با انیاژی، گردی می‌کند. اشکات در خود هوستی، تا کرایه‌ی منطقیای ۲۰ میلیون تومان، نیاورده‌است. ۶ ماه پیش، گوشت هم برای همان کریت بود؛ حالا برام اضافه می‌کند، چنین هم می‌طالبند، در بیماری، گفتن: «حالا پاییمت برای اشتراک می‌کشم.»

**چ پایان؟**

چشم انداز‌ها از گفتمان‌های اقتصادی ، به “ریشه راه” که مولفه‌ی دولت،
کولوژن و شركة طبقات، نزنن، می‌توان گفت… در بسه، عقاید امروز بلند استفاده نمی‌شود.

به گفته کارشناسان، برای قطع زنجیره‌ی دامنه از سمیل، معیشت و رشد دیجیزین، اصلاحات حداکثر برابری، حکمت مردم و ورق ادویه‌ای. هرچند این گفته، نشان می‌دهد خرد واصل قطب‌الاشتغالی در زندگی، در کنار سستی‌ و متقاطع بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا