تورم ۱۳۰ درصدی زنده ماندن/ شوک به سفرههای خالی کارگران

**سفرههای خالی در تلهی آمار؛ وقتی کاهش تورم، گرسنگی را رفع نمیکند**
گذراندن روزمره برای بسیاری از خانوادههای ایرانی به یک چالش سخت تبدیل شده است. با وجود اینکه آخرین آمارهای منتشر شده از وضعیت اقتصادی کشور نشان میدهد نرخ تورم در ماه تیر سال ۱۴۰۵ نسبت به خرداد اندکی افت کرده، اما این تغییرات جزئی در اعداد و ارقام، هیچ اثر مثبتی روی جیب مردم نگذاشته است.
در واقع، تورم سالانه از ۸۸.۶ درصد به ۸۷.۹ درصد رسیده است. شاید در نگاه اول این کاهش ۰.۷ واحدی مثبت به نظر برسد، اما حقیقت تلخ این است که قیمتها همچنان با شدت در حال افزایش هستند، فقط سرعت این رشد کمی کمتر شده است. به زبان ساده، یعنی مردم برای خرید همان وسایل و کالاهایی که سال گذشته میخریدند، حالا باید تقریباً ۸۸ درصد پول بیشتری پرداخت کنند.
یکی از اساتید اقتصاد دانشگاه تهران در تحلیل این وضعیت هشدار میدهد که تا زمانی که عدد تورم مثبت است، قیمتها پایین نمیآیند. او معتقد است نباید فریب تغییرات کوچک در دهمهای درصد را خورد؛ زیرا معیار واقعی بهبود اقتصادی، چیزی است که مردم در سفرههایشان حس میکنند، نه اعدادی که در گزارشهای رسمی میآیند.
**بحران در سبد غذایی؛ وقتی زنده ماندن گران میشود**
بخش دردناکتر این آمارها مربوط به مواد غذایی است. تورم در گروه خوراکیها و آشامیدنیها به رقم تکاندهنده ۱۲۸.۱ درصد رسیده است. این یعنی هزینه تامین غذای یک خانواده نسبت به سال قبل بیش از دو برابر شده است. نگاهی به قیمتها نشان میدهد که برخی اقلام اساسی عملاً از دسترس بسیاری خارج شدهاند؛ برای مثال قیمت روغنها بیش از ۳.۵ برابر شده و گوشت، لبنیات و نان نیز رشد قیمتی خیرهکنندهای داشتهاند.
در حالی که برخی میخواهند این افت جزئی نرخ تورم را به عنوان موفقیت سیاستهای دولتی جلوه دهند، کارشناسان میگویند این ارقام صرفاً ابزاری برای شناسایی نقاط بحرانی هستند و هرگز به معنای بهبود معیشت نیستند. جالب اینجاست که کاهش کلی تورم ماهانه خوراکیها، بیشتر به دلیل افت موقتی قیمت گوشت بوده، اما اقلامی که غذای اصلی اقشار کمدرآمد است (مثل حبوبات، سبزیجات و نان)، همچنان گرانیهای شدید را تجربه کردهاند.
**شکاف عمیق میان دستمزد و واقعیت زندگی**
وضعیت کارگران وضعیت وخیمتری را ترسیم میکند. در حالی که حداقل دستمزدهای سال ۱۴۰۵ با تمام مزایا به حدود ۲۲ میلیون تومان میرسد، برآوردهای مستقل نشان میدهد که یک کارگر برای تامین ابتداییترین نیازهای زندگیاش به ماهی ۷۰ میلیون تومان نیاز دارد. این یعنی هر کارگر حداقلبگیر، ماهانه با کسری ۴۰ میلیون تومانی در بودجهاش دست و پنجه نرم میکند؛ شکافی که قدرت خرید را به شدت تخریب کرده است.
**ترس از شوک جدید؛ بنزین و اثر دومینو**
در این فضای متلاطم، احتمال افزایش قیمت بنزین به یکی از بزرگترین نگرانیها تبدیل شده است. اگرچه دولت ممکن است این تصمیم را برای جلوگیری از قاچاق یا کاهش مصرف توجیه کند، اما تبعات اجتماعی آن بسیار خطرناک است. در اقتصاد ایران، گرانی بنزین فقط به معنای گران شدن حملونقل نیست، بلکه به دلیل «انتظارات تورمی»، بهانهای میشود تا قیمت تمام کالاها، حتی آنهایی که ربطی به سوخت ندارند، بالا برود.
به قول این استاد اقتصاد، اقتصاد فعلی کشور شبیه بیماری است که دچار خونریزی شدید شده است. در شرایطی که دستمزدها فرسنگها با هزینههای واقعی فاصله دارند، هرگونه شوک قیمتی جدید (مثل بنزین) میتواند ضربهای مهلک به معیشت مردم بزند و حتی باعث شود تولیدکنندگان برای کاهش هزینههای نیروی انسانی به سمت اتوماسیون بروند که نتیجهاش افزایش بیکاری خواهد بود.
در نهایت، میتوان گفت کاهش ناچیز نرخ تورم در ماه تیر، چیزی جز یک بازی با اعداد نیست. تداوم تورمهای سهرقمی در بخش غذا و فاصله زیاد بین درآمد و هزینه، نشان میدهد که فشار خردکننده زندگی بر دوش خانوادههای ایرانی همچنان باقی است و هیچ راه فراری از این واقعیت وجود ندارد.







